چرا اینهمه دانشجو از رشتهشان پشیماناند؟
اگر با دانشجویان سال دوم و سوم حرف بزنی، جملهای هست که خیلی زیاد میشنوی: «کاش میدانستم.»
نه اینکه رشتهشان بد باشد. اینکه آن چیزی نبود که فکر میکردند.
این پشیمانی، تصادفی نیست و الگوی مشخصی دارد. اگر الگو را بشناسی، میتوانی خودت را از آن دور نگه داری — و این کار در همان چند روز پر کردن فرم انجام میشود، نه چهار سال بعد.
دلیل اول: تصویر بیرونی بهجای روز کاری
این شایعترین است.
آدمها رشته را از روی تصویری که از نتیجهی کار دارند انتخاب میکنند، نه از روی فرآیند روزانهی آن کار.
کسی که پزشکی را بهخاطر تصویر درمان و نجات انتخاب میکند، ممکن است با روزهای طولانی بیمارستان، کاغذبازی و کشیک شب کنار نیاید. کسی که معماری را بهخاطر خلاقیت انتخاب میکند، با شببیداریهای پروژه و نقد مداوم کارش غافلگیر میشود.
راه دوری کردن: قبل از انتخاب، از خودت بپرس روز کاری این حرفه چه شکلی است. نه نتیجهاش — خودِ روز. اگر نمیدانی، بپرس. یک ساعت صحبت با کسی که در آن حرفه است، از ده مقاله ارزشمندتر است.
دلیل دوم: علاقه به موضوع، بدون تحمل محیط
این تفکیک ظریف ولی حیاتی است.
میشود عاشق زیستشناسی بود و از محیط بیمارستان متنفر. میشود ریاضی را دوست داشت و از کار پشت میز در دفتر خسته شد. میشود به عدالت علاقه داشت و از فضای رقابتی دادگاه فرار کرد.
علاقه به موضوع یک چیز است، تحمل محیط چیز دیگری. و بیشتر برنامههای انتخاب رشته فقط اولی را میسنجند.
راه دوری کردن: جدا از اینکه چه موضوعی برایت جذاب است، بپرس در چه محیطی دوام میآوری. محیط پرفشار یا آرام؟ تنها یا تیمی؟ ساختاریافته یا منعطف؟ تعامل مستمر با آدمها یا کار متمرکز؟
دلیل سوم: تصمیم دیگری، زندگی تو
بخش قابل توجهی از پشیمانیها ریشه در این دارد که تصمیم را کس دیگری گرفته: خانواده، فشار اجتماعی، یا صرفاً «چون رتبهام میرسید».
مشکل این حالت فقط نارضایتی نیست. مشکل این است که وقتی سختیهای طبیعی رشته پیش میآید، انگیزهای برای عبور از آنها نداری — چون از اول انتخاب خودت نبوده.
راه دوری کردن: اگر تحت فشاری، حداقل مطمئن شو که گفتگو انجام شده و اطلاعات درست روی میز بوده. تسلیم شدن بدون گفتگو، بدترین حالت است.
دلیل چهارم: انتخاب بر پایهی رتبه، نه تناسب
این حالت خیلی رایج است: کارنامه میآید، فرد فهرست رشتههایی که با رتبهاش قبول میشود را میبیند، و از بین آنها آنی را انتخاب میکند که اسمش معتبرتر است.
هیچجای این فرآیند، سؤالی دربارهی تناسب پرسیده نمیشود.
نتیجهاش قابل پیشبینی است: رشتهای که با شخصیت فرد جور نیست ولی «اسمش بهتر بود». و چهار سال بعد، پشیمانی.
راه دوری کردن: رتبه به تو میگوید چه چیزی در دسترس است. این نصف تصمیم است. نصف دیگر این است که بدانی کدامشان به تو میخورد. ترتیب درست این است: اول ببین چه چیزی ممکن است، بعد ببین کدامشان با تو جور در میآید — نه اینکه از بین ممکنها، معتبرترین اسم را برداری.
دلیل پنجم: انتظار نامتناسب از مدرک
بعضی پشیمانیها ربطی به خود رشته ندارد. به این برمیگردد که فرد انتظار داشته مدرک، کار را تضمین کند.
در بسیاری از رشتهها اینطور نیست. مهندسی نرمافزار بدون نمونهکار، مدیریت بدون تجربه، علوم سیاسی بدون مهارت نوشتن، صنایع بدون تخصص دوم — همه به سرخوردگی ختم میشوند.
راه دوری کردن: قبل از انتخاب هر رشتهای، این را بپرس: در این رشته، چه چیزی باید بیرون از کلاس بسازم؟ اگر جواب مشخصی نداری، هنوز آمادهی انتخاب نیستی.
آنچه بین راضیها مشترک است
اگر برعکسش را نگاه کنیم — کسانی که سالها بعد از مسیرشان راضیاند — چند چیز مشترک دارند:
قبل از انتخاب، روز کاری واقعی آن حرفه را میدانستند. با کسی صحبت کرده بودند، جایی دیده بودند، یا حداقل دربارهاش خوانده بودند.
تصمیم را خودشان گرفته بودند. حتی اگر با مشورت، ولی انتخاب نهایی مال خودشان بود.
از سختیها غافلگیر نشدند. میدانستند چه چیزی در انتظارشان است و پذیرفته بودند.
در طول مسیر چیزی ساختند — مهارت، تجربه، شبکه — نه فقط مدرک گرفتند.
هیچکدام از این چهار چیز، به رتبه یا دانشگاه ربط ندارد. همهشان به کیفیت تصمیم ربط دارند.
کاری که همین حالا میتوانی بکنی
اگر هنوز انتخاب نکردهای، سه کار:
۱. برای هر گزینه، روز کاریاش را بفهم. نه توصیف کلی — واقعیت روزمره.
۲. بین علاقه به موضوع و تحمل محیط تفکیک قائل شو. این دو یکی نیستند.
۳. قبل از اینکه از بین گزینههای ممکن انتخاب کنی، بفهم کدامشان با تو جور در میآید. تست انتخاب رشته دقیقاً برای همین لایه ساخته شده — سبک رفتاری و رغبت شغلی، نه فقط علاقه به موضوع.
و اگر الان در وسط رشتهای هستی که از آن راضی نیستی: این قفل نیست. تغییر مسیر در مقاطع بالاتر، ورود به حوزههای مجاور، و ساختن مهارت بیرون از دانشگاه، همه ممکناند و آدمهای زیادی از آنها استفاده کردهاند.
اگر تجربهای از این جنس داری — چه راضی چه پشیمان — بنویس چه چیزی را کاش زودتر میدانستی.
مقالات مرتبط
تفاوت آدمهایی که از رشتهشان راضیاند با بقیه در چیست؟
رضایت از رشته، به رتبه یا دانشگاه ربط ندارد. چهار ویژگی مشترکی که بین راضیها دیده میشود.
چرا «علاقه دارم» برای انتخاب رشته کافی نیست
رایجترین توصیهی انتخاب رشته، ناقصترین توصیه هم هست. سه لایهای که باید کنار علاقه سنجیده شوند.
دیدگاهها
تجربه یا پرسشت را بنویس؛ تیم تحریریه تست یار همراهته و در اولین فرصت بهت پاسخ میده.