با کدام رشتهها راحتتر میشود پذیرش با فاند گرفت؟
اگر مهاجرت تحصیلی جزو برنامهات هست، احتمالاً این سؤال را زیاد شنیدهای: «کدام رشته برای اپلای بهتر است؟»
جواب رایجی که میشنوی معمولاً فهرستی از چند رشته است. اما این فهرست بدون فهمیدن منطق پشتش به درد نمیخورد — چون شرایط تغییر میکند و فهرستها قدیمی میشوند، ولی منطق ثابت میماند.
فاند از کجا میآید
اول این را بفهم، چون همه چیز از آن نتیجه میشود.
بورس تحصیلی در مقاطع تکمیلی معمولاً از دو منبع میآید:
۱. بودجهی پژوهشی استاد. استادی که پروژهای دارد و بودجهاش را گرفته، به نیروی کار نیاز دارد. دانشجوی دکتری برای او نیروی پژوهشی است، نه صرفاً کسی که درس میخواند.
۲. بودجهی دانشگاه یا دولت. برای تدریس، دستیاری آموزشی، یا برنامههای راهبردی.
پس سؤال درست این نیست «کدام رشته فاند دارد؟»
سؤال درست این است: در کدام حوزهها بودجهی پژوهشی جاری است و به نیرو نیاز دارند؟
سه عاملی که شانس را تعیین میکنند
۱. حجم بودجهی پژوهشی در آن حوزه
حوزههایی که سرمایهگذاری صنعتی و دولتی زیادی جذب میکنند، بودجهی پژوهشی بیشتری دارند و در نتیجه ظرفیت پذیرش بیشتر با فاند.
این معمولاً شامل علوم پایه (که پژوهشمحورند)، مهندسی، علوم کامپیوتر و داده، و حوزههای سلامت عمومی میشود.
۲. نسبت متقاضی به ظرفیت
اینجا یک نکتهی خلاف شهود هست: رشتههای پرطرفدار، رقابت بیشتری دارند.
رشتهای که همه دنبالش هستند، متقاضی زیاد دارد و شانس فرد کمتر میشود. رشتهای که کمتر شناخته شده ولی بودجه دارد، نسبت بهتری دارد.
به همین دلیل است که گاهی رشتههای «کمطرفدارتر» مثل علوم پایه، مسیر بازتری از رشتههای پرتقاضا دارند.
۳. قابلیت انتقال مهارت
بعضی رشتهها به مقررات محلی گره خوردهاند و مدرکشان بهسادگی منتقل نمیشود. حقوق ایران در کشور دیگر تقریباً کاربردی ندارد. پزشکی نیازمند آزمون معادلسازی و گذراندن دورهی تکمیلی است.
در مقابل، ریاضیات همهجا ریاضیات است. کد همهجا کد است.
حالا فهرست، با منطقش
علوم پایه (ریاضی، فیزیک، شیمی، آمار، زیستشناسی). معمولاً بازترین مسیر. دلیلش ساده است: این رشتهها ذاتاً پژوهشمحورند، در همهی دانشگاهها گروه پژوهشی دارند، و نسبت متقاضی به ظرفیتشان بهتر از رشتههای پرطرفدار است. نکتهی مهم: اینها همان رشتههایی هستند که در ایران کمطرفدار محسوب میشوند.
علوم کامپیوتر، هوش مصنوعی، علم داده. تقاضای بالا برای پژوهشگر، بودجهی فراوان. در مقابل، رقابت هم بسیار زیاد است چون همه به سمتش رفتهاند.
مهندسیها. مسیر باز دارند، بهویژه برق، مکانیک، مواد و شیمی. معمولاً از طریق گروههای پژوهشی که با صنعت کار میکنند.
بهداشت عمومی، اپیدمیولوژی، بیوانفورماتیک. حوزههای بینارشتهای که کمتر شناخته شدهاند ولی بودجه دارند.
رشتههای علوم انسانی. مسیر سختتری دارند چون بودجهی پژوهشی کمتر است و رقابت بالا. ولی غیرممکن نیست — بهویژه اگر با مهارت کمّی یا زبان دوم ترکیب شده باشد.
چیزی که از رشته مهمتر است
اینجا باید صادق باشیم: رشته، تنها یکی از عوامل است و شاید نه مهمترینش.
آنچه پرونده را قوی میکند:
سابقهی پژوهشی. حتی یک پروژهی کوچک، یک مقاله، یا همکاری با یک استاد. این از رشتهات مهمتر است.
معدل و ریزنمرات. بهویژه در دروس اصلی رشته.
زبان. نمرهی آزمون زبان، شرط ورودی است نه مزیت.
توصیهنامهها. از استادانی که واقعاً تو را میشناسند، نه از کسی که فقط اسمش معتبر است.
تطابق با استاد مقصد. این تعیینکنندهترین است و کمترین توجه را میگیرد. استادی که پروژهاش با تجربهی تو میخواند، حاضر است برایت فاند بگیرد — صرفنظر از اینکه از کجا آمدهای.
یعنی: یک دانشجوی متوسط از رشتهی «خوب» با پروندهی خالی، شانس کمتری از دانشجوی قوی رشتهی «معمولی» با سابقهی پژوهشی دارد.
اشتباهی که نباید بکنی
رشتهای را فقط بهخاطر اپلای انتخاب نکن.
دو دلیل: اول اینکه چهار سال باید در آن رشته درس بخوانی و اگر با تو جور نباشد، معدل و انگیزهات پایین میآید — که دقیقاً همان چیزی است که پروندهات را ضعیف میکند.
دوم اینکه برنامهها عوض میشوند. خیلیها که با نیت مهاجرت وارد رشتهای شدند، بعداً به دلایل مختلف ماندند — و آن وقت با رشتهای ماندهاند که به آن علاقهای نداشتند.
انتخاب هوشمندانهتر: از بین رشتههایی که واقعاً با تو جور در میآیند، آنهایی را که مسیر اپلای بازتری دارند در اولویت بگذار. نه برعکس.
کاری که از سال اول باید بکنی
اگر مهاجرت تحصیلی جزو برنامهات است، اینها را از همان ترم اول شروع کن:
- معدل را جدی بگیر، بهویژه در دروس اصلی
- زبان را از همان اول شروع کن؛ گذاشتنش برای سال آخر، اشتباه رایجی است
- با استادان پژوهشگر گروهت ارتباط بگیر و در پروژهای مشارکت کن
- از هر کار پژوهشی، خروجی قابل ارائه بساز
هیچکدام از اینها را نمیشود در سال آخر جبران کرد.
اگر میخواهی ببینی کدام رشتهها هم با تو جور در میآیند هم مسیر اپلای دارند، تست انتخاب رشته نقطهی شروع خوبی است. و برای بررسی رشتههای علوم پایه که در این مقاله نامشان زیاد آمد، رشتههای گروه ریاضی و رشتههای گروه تجربی را ببین.
اگر تجربهی اپلای داری، چه چیزی بیشتر از همه در پروندهات اثر داشت؟
مقالات مرتبط
مهارتهایی که هیچ دانشگاهی درس نمیدهد ولی بازار کار میخواهد
پنج مهارتی که تقریبا در هیچ رشتهای تدریس نمیشوند ولی تفاوت بین فارغالتحصیل موفق و سرگردان را میسازند.
چرا یک برنامهنویس تازهکار زودتر از یک پزشک عمومی به درآمد میرسد؟
مقایسهی مسیر رسیدن به درآمد در پزشکی و برنامهنویسی؛ چرا شکل منحنی درآمد از میزان آن مهمتر است.
رشتههای کمطرفداری که بازار کارشان از پرطرفدارها بهتر است
چرا بعضی رشتهها با وجود بازار کار خوب، کمطرفدار ماندهاند؟ منطق پشت این شکاف و رشتههایی که ارزش بررسی دارند.
از هر رشته چند سال طول میکشد تا به اولین درآمد واقعی برسی؟
مسیر رسیدن به درآمد در رشتههای مختلف طول متفاوتی دارد. مقایسهی این مسیرها و اینکه چرا این عامل در تصمیمگیری نادیده گرفته میشود.
دیدگاهها
تجربه یا پرسشت را بنویس؛ تیم تحریریه تست یار همراهته و در اولین فرصت بهت پاسخ میده.